این مرحله به دنبال دفع امیال و افکار جنسی کودک به ضمیر
ناخودآگاه آغاز می شود. با رانده شدن توهمات و هیجانات جنسی به ناخودآگاه به کودک
اجازه می دهد تا انرژیش را برای بدست آوردن سایر مهارتهای زندگی صرف کند. اینجا
زمانی است که کودک می آموزد، خود را با محیط بیرون تطبیق می دهد، با فرهنگ می شود،
عقاید و ارزش هایش را شکل می دهد، روابط دوستانه با هم جنسانش برقرار می کند، ورزش
می کند و ....
در مرحله نهفتگی، تعادل بین نهاد، خود و فراخود بهتر از هر
زمان دیگری در زندگی برقرار می باشد و به همین دلیل تعارضات خاصی پیش نمی آید که
منجر به تثبیت و یا شکل گیری عقده ها شود.مشکلات رفتاری کودک در این مرحله نشان از
آن دارد که او نتوانسته است مرحله نرینگی را به خوبی پشت سر بگذارد .
در این مرحله مکان کامجویی، دستگاه تناسلی است که در جریان
بلوغ کامل شده است. تضادها در این مرحله با جامعه بیشتر وابسته به نوع هنجارهای جامعه
است. مثلا در جامعه ای خودارضایی گناهی نابخشودنی شمرده می شود و در جامعه ای
دیگر، فعالیتی طبیعی و نرمال. در جایی به خاطر رابطه جنسی مجازات های سخت اعمال می
شود و در جایی نداشتن این رابطه والدین را نسبت به سلامت فرزندشان نگران می کند.
اما در هر حال، هر جامعه ای، به نحوی فعالیت جنسی در این مرحله را پذیرفته است.
در این مرحله هیچگونه تثبیتی رخ نمی دهد. طبق نظر فروید اگر
افراد در این مرحله با مشکلاتی روبرو می شوند، به خاطر آسیب هایی است که در سه
مرحله اول تکامل روانی- جنسی داشته اند. اشخاص با تثبیت های مراحل قبل پا به این
مرحله می گذارند. مثلا کسی که به خاطر تمایلش به جنس مخالف در این مرحله، احساس
نگرانی و گناه می کند، به این دلیل است که در باز کردن عقده اودیپ (الکترا) ناموفق
بوده است (نکته جالب این است که در جوامعی، داشتن این احساس گناه و اضطراب، ستوده می
شود)